2777
2789

دو سال گذشت از بهم نرسیدنمون, چقد حس پاکی بود!

دوتا بچه بودیم اون زمان ...

یه حس پاک .... گریه هاتو یادم نمیره وقتی پاکشون میکردم

میدونم فشار زیادی رو دوتامون بود ک جدا شدیم

میدونم از ترس خانواده ها و مخصوصا خانواده تو سمت هم نیومدیم...

ولی من هنوز تورو از یاد نبردم...

من هنوز دلم میخواد تو آرومم کنی. نگران داروهام باشی. نگران خورد و خوراکم. نگران همه چیم..

تو خیلی مهربون بودی...

نذاشتم بجنگی, چون دلم نمیومد تک پسر اون خانواده باهاشون بد بشه! دلم نیومد پسر مودب و سر ب زیرشون ک عاشقش شدم یاغی شه!

اما دروغ چرا پشیمونم از اینکه نجنگیدیم برای هم...

بچه ها باورتون نمیشه!  برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792