لطفا اگر راهکاری دارید پیش پام بزارید خسته شدم از این مرد تا بود مادرش حالا که اون یکم بیخیالمون شده خودش بهونه داره هر روز سر چیزای بیخود جنگ و دعوا داریم دیگه خستهشدم ای کاش زودتر جدا کشیدم ازش
امروز صبح فقط بخاطر این ک چای دیر دم کشید آقا صبحانش دیر شد کل زندگیم بهم ریخت کل سفره رو ریخت بهم و پرت کرد و شکوند خسته شدم دیگه بنظرتون چیکار کنم
اخخ چقدر بد عادتش کردی اصلا کاش از همون اول صبحانه گردن نمیگرفتی میگفتی خودت بخور من خوابممن باشم سف ...
اخه ای کاش فقط همین صبحانه بود کار همیشه آش همینه مثلا چند روز پیش گفت گرمه پاشو پنجره رو باز گفتم صبر کن دستم بنده الان میرم تا برم چن. دقیقه طول کشید برای همین دو روز باهام حرف نمیزد
عزیزم مگه مقصر تویی که ناراحتی باهات حرف نمیزنه؟من باشم طبق شرایط خودم چون طرف بخاطر اخلاق گند خودش ...
اخه اخلاقش از گندم اون ور تره یعنی تا من اسرار نکنم نه خونه میاد ن حرف میزنه حالا خدانکنه یکی اون موقع خونم باشه الان مامانم اینا هستن اعصابم بیشتر بخاطر اونا خورده نمی خوام بفهمن
ای بابا چه شرایط سختی شوهرت عین شوهر من لوس و ننر هست باید حتمااا بری مشاوره خیلی پرووش کردی
خدالعنت کنه مادراشون که اینجوری بارشون آوردن البته قبلا اینطوری نبودش اوایل مادرش خون به دلم کرد الان دور شدیم ازشون شوهرم اینطور شده چندباریم مادرش دعا گرفت برامون بینمون بهم بزنه احساس میکنم از اونه