من بابام پزشکه
مطب پایین خونمونه
یه هفته پیش دم در مطب یکی فوت کرد
۲ ظهر بود خوابیده بودیم یهو صدا جیغ آمد این قدری محکم زدن تو در خونه که قفل در شکست من که تو خونه بودم استرس گرفتم دستم داشت می لرزید بنده خدا فوت کرد نتوستن احیاش کنن اینا رو که یه کم از نزدیک تر دیدم می فهمم خیلی سخته ولی خیلی وقتی هم شده جون یه نفر نجات پیدا می کنه شغل قشنگه ولی باید عاشقش باشی