2777
2789
عنوان

مادر پر توقع

144 بازدید | 10 پست

سلام خانما. خیلی دلم گرفت امشب، لطفا به من بگید کار درست چیه.

من یدونه خواهر دارم اونم یه استان دیگه زندگی میکنه و چندوقت یه بار میاد یه هفته میمونه خونه مامانم منم یکی دو بار میرم سر میزنم بهش وقتی میاد.

این دفعه که اومد من نذری داشتم زنگ زدم دعوتش کردم اومد با بچه هاش امروز هم تولدش بود ۲ بار زنگ زدم تبریک گفتم ولی واقعا فرصت نشد برم خونه مامانم، شب ها هیئت بودم و روزها هم تا ظهر یا باشگاه یا دکتر و ....

هر سری هم میرم باید همش کار کنم خواهرم نهایت ظرف شام کمکم بشوره دیگه هیچ کار نمیکنه، عملا میشم کزت.

امروز مامانم زنگ زد گلایه کرد که چرا خواهر بزرگترت اینجاس نمیای ببینیش و توقع میکنه و ... منم گفتم هم ۲ بار بهش زنگ زدم هم پریروز دعوتش کردم برا نذری اومد خونمون دیگه فرصت نکردم بیام ببینمش‌

کلی مامانم دعوام کرد و گوشی رو قطع کرد😵🥴

بخدا موندم چیکار کنم، مهمون داره باید برم کمکش خونش جلسه قرآن میگیره باید برم، فرش میشوره باید برم، خونه تکونی میکنه باید برم، بخدا یدونه هم از خواهرم یا برادرم توقع نمیکنه، از من همیشه‌ی خدا بابت هر چیزی توقع داره.

از طرفی هم مامانم سید هست میترسم فردا نرم خونش آهش بگیرتم، نمیدونم چیکار کنم. کار درست چیه؟

غروبِ آفتاب ثابت میڪنه ڪه؛ پایان هم میتونه قشنگ باشه...🙂

مامانت تو رو ب چشم کلفت میبینه دوبار ک بری اونجا بقیه رو هم بگیری ب کار اینجوری نمیکنه 


مامان من الان اینجوری شده زندگی و تفریح نداره تو ک اول جونیته وایسا جلو بقیه و از اونام کار بکش 

نی‌نی سایتی‌های عزیز

دنبال یه جای مطمئن برای یاد گرفتن نکات بارداری، نگهداری نوزاد، تربیت کودک و بهبود رابطه با همسر هستی؟

توی کانال "بله" ما هر روز:

✅ نکات کاربردی مادر و کودک

✅ آموزش‌های تربیتی

✅ توصیه‌های روانشناسی خانواده

✅ ایده‌های رشد و بازی با کودک

✅ مطالب سلامت زنان و بارداری

و کلی مطلب جذاب دیگه منتشر می‌شه...

به جمع ما بپیوند و از این محتوای  کاربردی استفاده کن.  🌷


درسته مادرته اما چون تو فقط کمکش کردی و کاراشونو کردی شده وظیفت

دقیقا همسر منم همینجوریه کاری برا پدر و مادرشون نمیکنن و همسر من چون اینقدر کمک کرده یه بار انجام نده سریع یقشو میگیرن خیلی خیلی بده 

در مورد اسمم بگم .. قرار بود بشه دختر قوی ولی خب نشد ...امکان ویرایش هم نیست آنقدر سوال نپرسید و به اسمم نخندید ... البته بخندید من ثواب میکنم...😄😘

خدا تلافیش بشادی بهت بده. محتاج فرزندت نشی در اینده

والا مادر منم محتاج من نیس، توقع الکی میکنه. خدا میدونه من تا میتونم میرم بابت هرچیز کمکش. اگه کمکش نمیکردم توقع هم نمیکرد. توقع امروز دیگه بیجا بود

غروبِ آفتاب ثابت میڪنه ڪه؛ پایان هم میتونه قشنگ باشه...🙂
مامانت تو رو ب چشم کلفت میبینه دوبار ک بری اونجا بقیه رو هم بگیری ب کار اینجوری نمیکنه مامان من الان ...

چندسال پیش من عقد کرده بودم مامانم دستش یه مشکلی پیدا کرده بود که اصلا نمیتونست تکون بده، منم به جای اینکه با نامزدم برم تفریح کل کارای خونه رو گردن گرفته بودم حتی مامانم میرفت حموم میرفتم سرشو میشستم هییییچ منتی هم نیس، ولی یه بار خواهرم نگفت که تو هم سخته یه روز من میام میمونم تو کار نکنی. نزدیک ۴ ماه این اوضاع بود تا مامانم خوب شد، اینا رو میبینم دلم میگیره. مامانم زبونش هم تنده، یه بار سه روز بابام نبود رفتم خونش موندم که تنها نباشه بنده خدا همسرم آخرشب میومد شام می‌خورد و میرفت خونه خودمون، ناهار و شام می‌پخت ظرف میشستم، کاراشو میکردم، تهش هم برگشت بهم گفت تو به جز زحمت تو این ۳ روز چیداشتی برا من😣 اونوقت خواهرم میاد هفته هفته میمونه هیچی نمیگه

غروبِ آفتاب ثابت میڪنه ڪه؛ پایان هم میتونه قشنگ باشه...🙂
درسته مادرته اما چون تو فقط کمکش کردی و کاراشونو کردی شده وظیفتدقیقا همسر منم همینجوریه کاری برا پدر ...

خیلی بده اینجوری. نمیدونم فردا برم یا نرم. برم خودم سختمه، نرم باید حرف بشنوم

غروبِ آفتاب ثابت میڪنه ڪه؛ پایان هم میتونه قشنگ باشه...🙂
چندسال پیش من عقد کرده بودم مامانم دستش یه مشکلی پیدا کرده بود که اصلا نمیتونست تکون بده، منم به جای ...

باید برا خودت ارزش قائل بشی ب خواهرت تو خلوت بگو ک ازیت میشی و بگو ک کمکت کنه چون جلو مامانت بگی شر میشع


مادربزرگ منم اینجوریه با مامانم و خالم بیچاره ها پیرزن شدن بعد تازه میگه من از دست این دو تا دختر پیر شدم

چندسال پیش من عقد کرده بودم مامانم دستش یه مشکلی پیدا کرده بود که اصلا نمیتونست تکون بده، منم به جای ...

بعدشم گلم خودتو بزن ب مریضی و بیحالی و جلوش سرفه کن یا خونت ک هستی ادای مریض ها رو پشت تلفن دربیار و بگو مریضم و نرو حدااقل وقتی ک خواهرت اونجاس تا اون خودش کاراشو بکنه 

باید برا خودت ارزش قائل بشی ب خواهرت تو خلوت بگو ک ازیت میشی و بگو ک کمکت کنه چون جلو مامانت بگی شر ...

نمیدونم فردا برم یا نرم؟

غروبِ آفتاب ثابت میڪنه ڪه؛ پایان هم میتونه قشنگ باشه...🙂
بعدشم گلم خودتو بزن ب مریضی و بیحالی و جلوش سرفه کن یا خونت ک هستی ادای مریض ها رو پشت تلفن دربیار و ...

نمیدونم فردا رو چیکار کنم.

من شوهرم کل هفته رو سرکاره فقط جمعه ها خونس، بهش گفتم فردا شوهرم خونس کجا بیام؟ گفت خواهرت آخرشب میره دیگه خوددانی.

ولی میدونم اگه نرم جریان درست میکنه برام، از یه طرفی هم میگم نرم که سری های بعد هم توقع الکی نکنه، نمیدونم چه کنم که ناراحت نشه

غروبِ آفتاب ثابت میڪنه ڪه؛ پایان هم میتونه قشنگ باشه...🙂
ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2834
2835
2108
داغ ترین های تاپیک های امروز