دوستان واقعا اغرار نیست اما من تا حالا با همه ادمای اطرافم مهربون بودم از کنار کسی بی تفاوت نگذشتم رنج کسی رو نادیده نگرفتم از کنار فقیری بدون دادن پول بهش نگذشتم نمیتونم ی مورچه له کنم هر جا تو خونوادم بار دار یا کسی نیاز ب کمک داشت توی بچه داری و..... درد دل کردن با ادمای دل شکسته و خوشحال کردنشون. مهربونی زیاد با بچه ها... نماز و دعا
ولی نمیدونم چرا توزندگیم موفق نمیشم بازم شکر پدر مادرم سالمن و باهم خوشبختن و منم سالمم اما گاهی میگم چرا دارم اینقد عذاب میکشم همش یه چیزی میشه که من نونم پزشکی قبول بشم همه چشما روی منه همه منتظر نتیجه ان
میگم خدا من کسی رو اینجور تو منگنه نذاشتم
حالا چرا خودم همش توی منگنه ام
میبینم ادمایی اطرافم ک ب اهدافشون رسیدن با اینکه ادمای کمک کننده و مهربونی هم نبودن اما من انگار اصلا ثواب نمیکنم انگار دارم گناه میکنم
حکمتتو شکر