حدودا نه سالم بود با دختر عمم یه شب زد ب سرمون مثلا احضار کنیم
یه نفرو پیدا کردیم از این دع ا نویس های اینستاگرام
بعد یادمه اون موقع که پفک میخریدیم پونصد تومن من نزدیک دویست هزار تومن دادم بهش که بهم بگه چیکارکنم🤣
بهم گفت نمیدونم ساعت سه شب چندتا شمع بچین بعد وسطش یه کاسه اب بذار یه اینه هم بذار ته اتاق دونفریم بشینید این دعاها رو بخونید به اینه نگاه کنید میبینیدش
هیچی دیگه ماعم خودمونو زدیم بخ خواب ساعت سه شب یواشکی رفتیم انجام دادیم🤣🤣چیزی ندیدیم ولی خیلی حال داد🤣هیجان بتحالی بود از ترس میلرزیدیم تا صبحم بیدار موندیم🤣