ی دوستی دارم یک سال ازدواج کرده بعد یه بار خونشون بودم وهرش بهش زنگ زد که گفتش میخوام برم این مغازه و دوستم ازش پرسید که هیچ دختری تو مغازه نیست و شوهرش بهش گفت نه و دوستم بودش باشه برو بخر و بعدشم دوباره بهش گفتم که اینطوری ازش سوال میپرسی ناراحت نمیشه بدش نمیاد بعد گفت ما از اول رابطه اینطوری یعنی بیشتر دختر یعنی دوستم بهش گیر میده مثلاً جایی نرو که دختر باشه
یا اصلاً نباید با دخترای اطراف حرف بزنی، حتی نباید نگاه دخترا کنی یا زنا کنی ولی یه چیزم بگم شوهرشم خیلی آدم پاک و خوبیه و حتی هرچی میگه این دخترم گوش میده
دخترم خودش آدم خیلی خوبیه یعنی دوستم فقط فقط شوهشو میبینه هر کی مزاحمش میشه اصلاً بهش محل نمیده
ولی دیروز بهم زنگ زد با هم صمیمی هستیم گفت تنخدا آرومم کن ، گفت من سر چیزا الکی خیلی دعوا میندازم
مثلا شوهرم جایی رفته که زن بعدش رفته تو مغازه یا با نباید با هیچ خانمی صبحت کنه خیلی دارم کنترل میکنم و هم شوهرم اذیت میشه و هم خودم نمیدونم چیکار کنم شرایط روانشناس رفتن هم نداره لطفاً کمکم کنید بهش کمک کنم دوست ندارم زندگیم بهم بخوره