بلاخره چندروز بعد از ماجرای صحبتش در مورد پسرعموش(به تاپیک های قبل ی سر بزنید)من تصمیم گرفتم باهاش صحبت کنم
گفتم اگر شرایطش هست تماس بگیر باهام
شروع کرد در مورد محمد صحبت کردن که اره محترمانه ردش کن تا از بلا تکلیفی در بیاد منم گفتم حتما اینکارومیکنم
یهو در اومد گفت منم ی صحبتی دارم گفتم بفرمایید
گفتش که من خانواده ام خیلی دوستت دارن ولی خب یه شرایطی هست که اونها نمیبینن اینکه من تو تفاوت سنیمون بالای ۱۰هست و حتی احتمال مشکلات ژنتیکی هم هست
و شروع کرد در مورد وضعیت اقتصادیش حرف زد و گفت من تا سال آینده ماشینم میخرم وهیچ مشکلی از این بابت نیست
درمورد سفرهایی که رفته بود گفت منم صحبت کردم در رابطه با تجربیاتم از سفرهام
بعد ازاین صحبت ها دیدم که هر سه چهار روز یک بار زنگ میزد یا پیام میداد حالم میپرسید
در مورد گذشته خودش میگفت و خیلی صادقانه صحبت میکرد
ی مشکلی برام پیش اومده بود همراه منو مامانم اومد بیمارستان همراهمون وکل کارای من رو انجام داد خیلی خوب بود کلا
تو چت درمورد خوب بودن دستپختم صحبت میکرد
درمورد علایقم میپرسید
تشویقم میکنه برای امتحاناتم ،رانندگی کردنم
خونمون اومد خیلی خوش گذشت در کنارش
ولی یهو الان بعد یک هفته هنوز هیچ پیام یا زنگی نزده
یعنی چی شده؟منم پیامش ندادم اصلاااا
بنظرتون علاقه ایش حقیقی هست با این شرایط ک بهم گفت میخوام صحبت از آشنا شدن مون بین خودمون بمونه