2789
عنوان

جاریییی

446 بازدید | 51 پست

جاریم زایمان کرده.




ما پیشش بودیم.




یعنی من و جاری دیگم.




بعد برگشته جاریم میگه مهسا یجوری نگاه بچه میکنه امشب میره به فکر میشه.




منم گفتم خب بچه دوست دارم تو دوست نداری..




اونم ساکت شد.




بعدش متوجه شدم منظور حرفش اینه ک از روی حسادت دارم نگاه میکنم.کاش جواب بهتری میدادم.




اصلا سیاست ندارم 




شما بودی چی میگفتی


میاد خونه مادرشوهر م فکر میکنه کی هست .




جاریم دو سه روز اومده ک مادرشوهرم نگه داریش کنه.




فک کم روز اول بهش گفته ک کی میخای بری.




یا دیشب گفت بچه تو من نگه میدارم تو برو ظرف ها رو بشور.








اینقدر حسوده




نگاه من به بچه جاریم دوچرخه بردم این جاریم میگه برا بچم چرا دوچرخه ندادی پول دادی




یا ب مادرشوهرم گفته هر چی برا بچش میخری برا دخترم بخر




مادرشوهرم یه کمد گرفت جرات نکرد بهش بگه


اینم بگم یبار شوهرم گوشیش و ب بچش نداد برگشت گفت اینجوری هستین ک خدا بهتون چیزی نمیده.


من دو تا سقط داشتم

دخترا من از پف پلک بالا و  پف و گودی زیر چشمم واقعا کلافه شده بودم 😭 پیش دکتر کیوان رضایی عمل پلک بالا و پایین انجام دادم 😊

پلک پایینم بدون بخیه بیرونی بود و الان خیلی جوون‌تر و شاداب‌تر شدم 😍

جای بخیه پلک بالا هم اصلا تو چشم نیست.

هرکی میبینتم میگه چقدر سرحال و جوون شدی ❤️😍

اگر خواستین من دکترمو از اینجا پیدا کردم

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2827
2791
2779
2792
پربازدیدترین تاپیک های امروز