2777
2789
عنوان

جاریییی

446 بازدید | 51 پست

جاریم زایمان کرده.




ما پیشش بودیم.




یعنی من و جاری دیگم.




بعد برگشته جاریم میگه مهسا یجوری نگاه بچه میکنه امشب میره به فکر میشه.




منم گفتم خب بچه دوست دارم تو دوست نداری..




اونم ساکت شد.




بعدش متوجه شدم منظور حرفش اینه ک از روی حسادت دارم نگاه میکنم.کاش جواب بهتری میدادم.




اصلا سیاست ندارم 




شما بودی چی میگفتی


میاد خونه مادرشوهر م فکر میکنه کی هست .




جاریم دو سه روز اومده ک مادرشوهرم نگه داریش کنه.




فک کم روز اول بهش گفته ک کی میخای بری.




یا دیشب گفت بچه تو من نگه میدارم تو برو ظرف ها رو بشور.








اینقدر حسوده




نگاه من به بچه جاریم دوچرخه بردم این جاریم میگه برا بچم چرا دوچرخه ندادی پول دادی




یا ب مادرشوهرم گفته هر چی برا بچش میخری برا دخترم بخر




مادرشوهرم یه کمد گرفت جرات نکرد بهش بگه


اینم بگم یبار شوهرم گوشیش و ب بچش نداد برگشت گفت اینجوری هستین ک خدا بهتون چیزی نمیده.


من دو تا سقط داشتم

۱۵ سال عینک می‌زدم، صبح‌ها دنبال عینک می‌گشتم، تو مهمونی‌ها نگران خط عینک بودم و آرایش چشمم درست درنمی‌اومد… 🥺

واقعاً خسته شده بودم! 😩💔

تا اینکه پیش دکتر کیوان رضایی تو بیمارستان نور لیزیک کردم 💕

عملش انقدر ساده و راحت بود که خودم تعجب کردم! فقط چند دقیقه طول کشید و اصلاً درد نداشت 😍

الان بعد از ۱۵ سال، بدون عینک بیدار می‌شم، راحت آرایش می‌کنم، با بچه‌ها بازی می‌کنم و تو هر عکسی احساس زیبایی و آزادی می‌کنم ✨💖

واقعاً بهترین تصمیم زندگیم بود.

گفتم اگر کسی عینکی هست و دنبال دکتر میگرده از اینجا میتونه باهاشون مشاوره بگیره

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2827
2791
2779
2792