2777
2789
عنوان

جاریییی

446 بازدید | 51 پست

جاریم زایمان کرده.




ما پیشش بودیم.




یعنی من و جاری دیگم.




بعد برگشته جاریم میگه مهسا یجوری نگاه بچه میکنه امشب میره به فکر میشه.




منم گفتم خب بچه دوست دارم تو دوست نداری..




اونم ساکت شد.




بعدش متوجه شدم منظور حرفش اینه ک از روی حسادت دارم نگاه میکنم.کاش جواب بهتری میدادم.




اصلا سیاست ندارم 




شما بودی چی میگفتی


میاد خونه مادرشوهر م فکر میکنه کی هست .




جاریم دو سه روز اومده ک مادرشوهرم نگه داریش کنه.




فک کم روز اول بهش گفته ک کی میخای بری.




یا دیشب گفت بچه تو من نگه میدارم تو برو ظرف ها رو بشور.








اینقدر حسوده




نگاه من به بچه جاریم دوچرخه بردم این جاریم میگه برا بچم چرا دوچرخه ندادی پول دادی




یا ب مادرشوهرم گفته هر چی برا بچش میخری برا دخترم بخر




مادرشوهرم یه کمد گرفت جرات نکرد بهش بگه


اینم بگم یبار شوهرم گوشیش و ب بچش نداد برگشت گفت اینجوری هستین ک خدا بهتون چیزی نمیده.


من دو تا سقط داشتم

خواهرزاده‌م امسال تیزهوشان قبول شد 😍🥳

امسال کلاس‌های تام‌لند رو می‌رفت و من هر بار می‌رفتم خونه خواهرم، می‌دیدم اونم یه گوشه نشسته داره با بچه کلاس می‌بینه 😂

البته فکر کنم خواهرم از خودِ خواهرزاده‌م بیشتر طرفدار استاد طاری شده! انقدر هم از استادا برام تعریف می‌کردن که آخرش منم اسم چندتاشون رو حفظ شدم 😅

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2844
2843
2834
2835
2108