یجور بازیه باسنگه پنج تا سنگ سیاه و گرد میذاشتیم زمین دستو پل حالت میکردیم باید بای دست یکی از سنگ ها رو مینداختیم بالا همزمان یکی یکی سنگها رو از زیره پله رد میکردیم شاید بعضیها اسمشو ی چیز دیگه میگن ک متوجه نشدن بازی بیشتر برا دخترا بود
دلم دلای قدیم یکی توش ب سختی جامیشد ولی وقتی جامیشد دیگه ردخور نداشت بیاد بیرو ولی دله الانیا شده گواله هرکی میاد میفته توش زودم درمیاد ب خودت نگیر اونایی ک دیدمو منظورمه