دختر آبروداری بودم
با سختی بزرگم کرد مادرم
با نداری ولی هیچی کم نذاشت.
یه پسر اومد خواستگاریم
دوماه بعد عقد ولم کرد رفت
و واسه اینکه منو راحت طلاق بده و بهش نگن چرا آیبرومو همه جا برد رسوای عالمم کرد که من خیانت کردم 💔
و گفت اینا مریضن چون خواهرم بیمار بود رسوا شدیم واسه مریضی، خواهرم رو تخت بیمارستان بود منو طلاق دادن.
بعدم یک ماه بعد از طلاق بیو عاشقانه واسه یکی دیگه گذاشت
بچه ها من نه زشت بودم
نه خانوادم بد بود
ولی یه آدم اومد خرابم کرد
یا اباعبدالله آدمی که امسال داره باهات درد و دل میکنه با آدمی که پارسال بود فرق کرده
ازت میخوام نگذری از اون پسر
نگذذذذذذذذذذررررررر دارم با چشمهای اشکی و غمگین و گریه اینو مینویسم
نگذررررررررررررر من آبرو دار بودم
نمیومدن خواستگاری من حداقل دردمفقط ازدواج نکردن بود
الان یه مطلقه ام که تهمت زدی بهم.
من سخت زندگی کرده بودم
آتیش بگیری الهی