یه آقایی بود که خیلی دوسم داشت،،قیافش خوب بود و اخلاقشم عالی،،ولی ازونجایی خیلی کشته مرده بود همه غرورشو گذاشته بود کنار و این باعث شده بود جذبه ای برام نداشته باشه،،دو سال اومد و رفت ولی من دلم راضی به ازدواج نشد
در انتظار مادر شدن... بالاخره مادر شدم.خداروشکر😍1401 مادر شدم..یه گل پسر دارم دلم میخواد یه دخترم داشته باشم
تازه من هیچکدومو دوست نداشتم وبا علاقه به شوهرم باهاش ازدواج کردم .وضع اجتماعی ومالی همسرم از همشون بهتره.ولی بازم آدم فک میکنه شاید زندگیش یه مسیر دیگه ای رو طی میکرد.
در دنیا هیچ چیز پایدار نیست واگر انسان توقع بقای چیزی را داشته باشد احمق است.اما اگر از آنچه که برای مدت کوتاهی دارد لذت نبرد از آن هم احمق تر است.