یکسال و شیش ماه عقد بودیم تو این مدت همه جوره پشتم بود کافی بود مادرش بی محلی کنه یا تیکه بندازه حسابی برخورد میکرد همه جوره هوامو داشت مالی ، عاطفی
ولی بعد عروسی برعکس شد جلو خانوادش تخریبم میکرد گیرهای الکی میداد بهم زور میگفت
همه اولویتش مادرش شده بود
این تغییرات درست از زمانی شروع شد که من خواب های وحشتناک میدیدم از جادو و جنبل و ...
ولی مادرشوهرم و خواهرشوهرام اهل اینکارا نیستن
جاریام ممکنه باشن ولی اگه کار جاریام باشه یکار میکنن همسرم با مادرشوهرم و خواهرشوهرم هم بد شه نه اینکه همه زندگیش بشه مادرشوهر و خواهرشوهرم
واسه همین واقعا موندم اصلا نمیتونم حدس بزنم کار کی میتونسته باشه.. نظر شما چیه ؟