2777
2789
عنوان

یه نر حیوون

168 بازدید | 18 پست

قشنگ وسط خیابون رون پامو گرفت تو دستش همراه با زنش بود بعدم من تو اینطور شرایط هنگ میشم فقط تونستم جیغ بکشم یهو شک وارد شد بم هیچی نتونستم بگم اعصابم خورده واقعا چیکار کنم درست واکنش نشون بدم تو این شرایط بری نن دهن اون

بچه ها باورتون نمیشه!  برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.

بعد چی شد زنش چیزی نگفت بهش

کسی قدر دل پاک مونه هرگز نمی دونه مو "موسی" هم ِبشُم "آسیه" از "آبُم" نمی گیره.نِفهمید و نمیفهمن مُنو درد مونه اینجا مو خط دکترُم خالو کسی قابُم نمی گیره 🍀

جلو زنش رون پاتو گرفت😐

چیزی نمیگم چون دلم خیلی از این دنیا پره...میخوام ازت هر چی بگم بغضم گلومو میبره...آدم یوقتا از خودش بی حرف باید بگذره...این روزهای آخرو ساکت بمونم بهتره...
ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792
داغ ترین های تاپیک های امروز