خواهر من مادرزادی نمیتونه راه بره ولی مشکل ذهنی نداره
حتی دانشگاه هم رفته داشت برای ارشد اماده میشد
ما پدر مادر نداریم
با مادربزرگ پدری بزرگ شدم
چند رپز که مادربزرگمو دکترا جواب کردن
خواهرم نابود شده
چند لحظه حالش خوبه یهو با صدای بلند میخنده
چند دقیفه بعد بلند گریه میکنه بلندا طوری که من چند بار حس کردم تشنج کرد در اون حد
هی میگه مامان نرو بری منو میذارن بهزیستی
چون عمه هام حرفشو زده بودن که ما جایی برای موندن نداریم بعد مامان منم باید خونه این و اون بمونم
ولی خواهرم چون معلوله عمه هام قبولش نمیکنن
نمیدونم باید چیکار کنم زورمم بهش نمیرسه ببرمش دکتر کسیم نیست کمک کنه
مشاوره انلاین قبول نمیکنه خودش کلا با دکترا هم حرف نمیزنه
هر دو ۲۴ سالمونه
درکش نمیکنم
بخدا همش حس میکنم فیلمه
از امروز که عمم اومده پیشش بدتر شده
حرفم نمیزنه چه مرگشه
یا داد میزنه گریه میکنه
یا میخنده
نه غذا خورده نه خوابیده