سلام خوبين؟
من حدودن ٤ ماه قبل رفتم ي مغازه عينك فروشي؛براي مامانم عينك دادم تعمير و خلاصه عاقاي فروشنده خيلي خوشش اومد ولي هروقت پيام ميداد در حد حال و احوال ح ميزد تا وقتي ب جنگ رسيد و گفت دوسم داره و نگرانمه
.
وقتي بهش گفتم چرا ح نزدي گفت ترسيدم باكسي باشي ولي گفتم ديگ الان بهت بگم
.
تقريبن ده روز پيش من بهش اكي دادم و روز يكشنبه قرار بود ببينيم همو؛ولي گفت درگير باباش شده(پاركينگسون داره باباش)
گفت پيام ميده بعدن،ولي ديگ خبري ازش نشد
منم نگرانش بودم از گوشي بقيه ز زدم بهش باز ورنداشت تا سه شنبه ك زد وقتي جواب نميدم حتمن دليل دارم،از خطاي مختلف ز نزن من متنفرم از اين كار
.
براش زدم چرا خب دليلت چيه؟ديگ ولي ج نداد
.
ب نظرتون فردا مغازشو باز ميكنه برم ببينم چيشده باهاش ح بزنم؟
منم دوسش دارم ولي نميدونم چش شده يدفه🫠بعد اونهمه ابراز علاقه يدفه فروكش كرد همه چي واسم جاي تعجبه نميتونم هضمش كنم اصلن
.
من ٢٧ سالمه/ايشون ٣٧