صبح رفتم ازمایشگاه گذاشتمش پیش باباش . وابستگی ب باباش داره .بعد رفتم بیارمش تو کوچه لگد زد بهم و گریه ک بابامو میخام نمیام بعد ب زور آوردمش تو خونه فرار کرد رفت تو کوچه نشست تو سرش خودش میزد جیغ گربه میکرد من آوردمش داخل خیلی کتکش زدم بعد فورا معذرت خواهی کردم گفتم اذیتم کردی دست خودم نبود بعد ک اروم شد بهم گفت چرا زدیم . من همینجوری دارم گریه میکنم
خدا پسرتون حفظ کنه وابستگی به پدر سخته.....پسر عمو منم این طوری بود
ولی الان نه پدر براش مهمه نه مادر فقط کارت و پول. خخخ
دختری هستم ...ایرانی تبار...گاه خوشحالم...گاه غمبار...نمیدانم چه حکمتیست...انتظار میرفت غم هایم از شادی هایم بیشتر باشد اما...فکر طولانی تر بودنش را نکرده بودم...🦋
بقیه همه چیز از تقدیر بهشون رسید اما من حتی تقدیر هم از دربار غوث اعظم بهم رسید .منم ادنی غلام غوث اعظم .فقیرم بارگاه غوث اعظم. وسیله نیست ما را از دو عالم جز لطف و عطای غوث اعظم. غوث اعظم به من بی سر و سامان مدده قبله ایمان مدده کعبه دین مدده . امداد کن امداد کن از بند غم آزاد کن در دین و دنیا شاد کن یا غوث اعظم دستگیر.خاک بغدادت شود سرمه بیناییم پیر پیران مدده یا شه دستگیر مدده.غوث اعظم بنگر به حالم .الهی خیر گردانی به حق شاه جیلانی .🤲💚
دختری هستم ...ایرانی تبار...گاه خوشحالم...گاه غمبار...نمیدانم چه حکمتیست...انتظار میرفت غم هایم از شادی هایم بیشتر باشد اما...فکر طولانی تر بودنش را نکرده بودم...🦋