2777
2789
عنوان

رفیق بازی

153 بازدید | 19 پست

سلام دوستان من تازه ازدواج کردم حدودا یکساله همسرم کارمنده بانک هستن و من نوشهری که ایشون هستن سکونت دارم راستش اوایل همسرم زیاد اهل دوست و رفیق نبود ولی بعد عروسی میگه چرا نمیزاری برم بارفیقام میگم تو که انقد دوستاتو میخواستی چرا بامن ازدواج کردی خلاصه سراین خیلی بحث کردیم تا اینکه گفتم بزار اذیت نکنم بزارم باهمکاراش بره هفته ای یکبار الان امروز آقا یهو تو حرفاش فرمودن ممکنه پنجشنبه با دوستان برم گفتم من گفتم هفته ای یکبار چرا بت میدون میدم دور ورمیداری از روی خوشم استفاده میکنی بعد گفت اکی میریم پیش خانوادت گفتم این ادعاها و برام درنیار دوستام دوستام روی سگمو بالا میاری جاشو می‌ندازی که تو عمل انجام شده قرارم بدی کور خوندی

اونروز که بیرون بود یکاری داشت رفت بیرون بعد باتری زنگ زد که میشه با همکاران برم بیرون یک ساعت گفتم برو سر ساعت ۱۱بیا خونه که ۱۱تشده اومد  بود خونه با دوتا غذا بچم 😂😂😂😂😂

خواهرزاده‌م امسال تیزهوشان قبول شد 😍🥳

امسال کلاس‌های تام‌لند رو می‌رفت و من هر بار می‌رفتم خونه خواهرم، می‌دیدم اونم یه گوشه نشسته داره با بچه کلاس می‌بینه 😂

البته فکر کنم خواهرم از خودِ خواهرزاده‌م بیشتر طرفدار استاد طاری شده! انقدر هم از استادا برام تعریف می‌کردن که آخرش منم اسم چندتاشون رو حفظ شدم 😅

اون شوهر توعه یا تو شوهر اون😕

من تواین شهر هیچکسو جز اون ندارم غریبم ازطرفی هم قبل ازدواج می‌گفت بهترین رفیق من همسرمه ولی خب بعداً گفت منو بزار برم بیرون با دوستان منم چون وابسته بودن اغلب بحث میکردیم که بعداً گفتم بزا بره 

زیادی سخت گرفتنم باعث میشه یا پنهونی ازت این کارو بکنه یا اینکه دلسردش کنه

دقیقا بخاطر همین مسئله یه اتفاق تلخ افتاد و پنهون کاری و دروغ شروع شد که دیگه ادامه ندادم

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2843
2834
2835
پربازدیدترین تاپیک های امروز
2108