واقعاحق داری منم اصلابرام قابل درک نبودهرچی میگفتن چندشب پیش چندساعت صدای پدافندهوایی میومدبچه هاوخودم واقعاوحشت زده شده بودیم اصلاپاهام حس نداشت سریع ساک وسایل جمع کردم بااینکه مشهدخداروشکراروم ترازجاهای دیگه هست شوهرم میگفت اگه موشک بزنن دل بادمیدی