من سه ساله یکیو دوست دارم و چون خانواده ام راضی نمیشن دارم عذاب میکشم از این وضعیت تقریبا یک سال و خورده ای میشه اومدن خواستگاری ولی هنوز راضی نشدن و صبر کردن خانواده اش
بعد دوستم میگه خوشبحالت چقدر خانواده ات دوستت دارن اگه همون بار اول میگفتن بله اینقدر قدرت رو نمیدونستن الان خانواده پسره بیشتر قدرت رو میدونن نه مثل خانواده من که از خداشون بود ازدواج کنم و همون بار اول گفتن بله
چون تو بعد از ۱۵ سال به دنیا اومدی خانواده ات دوستت دارن و اینو خانواده پسره هم فهمیده
چه ربطی داره آخه؟ من همش جلو پسره و خانواده اش خجالت میکشم که خانواده ام راضی نمیشن بیان خواستگاری آخه بلاتکلیفی هم شد کلاس
میشه برام دعا کنین مشکلم حل شده😔
چرا دوستم این حرف رو زد؟