داستانش مفصله، من یه جا کار میکنم،
این پسره مامور اومد اینجا یه سری مدرک از صاحبکارم خواست بعدشم گفت
اسم و فامیلت با شماره تو بگو.
از اونجایی که ترسیدم تو دردسر بیوفتم گفتم نه من شماره نمیتونم بدم.
یه پوزخند زد گفت برای خودم نمیخوام.
یه حالت تحقیر آمیز تو نگاهش بود.
خیلی حالم بد شد در نهایت هم اسمو گفتم هم شماره رو دادم بعدش که رفت همکارم اومد توضیح داد که همیشه میان و اینا..
الان همش به حرفش فکر میکنم و خونم به جوش میاد نمیدونم چیکار کنم..