بگو خدایی ک خودش بچه رو میده روزیشم میده،بعدم بچه اولته باید خوشحال باشین الان،بچه چندم نیست ک بگین چون شرایط خوب نیس نیارین و بچه دارین،بگو بالاخره ک یروزی ما بچه میخواستیم بیاریم،حالام ک خدا این هدیه رو داده،ادم هیچوقت هدیه رو پس نمیده،بعدم الان اگه بنداریم علاوه برگناه و خطراتش از کجا معلوم دیگ خدا بهمون بده
تا چه موقع نمیشه دیگه بندازی الان بیس هشت دی اخرین پریدیم بوده
به روش قانونی بخوای بندازی باید دوتا سونوگرافی داشته باشی که تایید کنه ختم بارداری رو.وگرنه جنینی که قلب داشته باشه و سالم باشه رو جایی قانونی نمیندازن.
داداش منم سر بچه دومش زنداداشمو مجبور میکرد که بچش سقط کنه زن داداشم به من گفت منم مامانم فرستادم خونشون رفت کلی دعواش کرد گفت اگه بچت از بین بردی بدون منو از بین بردی دیگه مادرت نیستم داداشمم از خر شیطون پایین اومد آخر همین ماه پسرشون دنیا میاد😍😍
چی بگم والا،اگه کسی تو خانواده هست ک اقاتون حرفاش روش تاثیر میزاره بگین اون باهاش صحبت کنه و از خیر و برکات بچه بگه شاید نظرش عوض شد،انشالله ک درست میشه نگران نباشین،من خیلی از مردارو دیدم میگن نمیخوان ولی بعد از بدنیا اومدن بچه اون بچه رو از همه بچه هاشونم بیشتر دوست داشتنو رو سرشون میزارن
همسرمهربونم💏چهل سال بعدجلوی آینه موهایم را شانه کنم..👵روسری آبی ام را بپوشم وآرام آرام بروم توی آشپزخانه..نگاهت کنم و بگویم :دیدی گفتم میان ..لبخند بزنی☺بگویی : چقدر قشنگ شدی😍یاد وقت هایی بیفتم که جوان بودم.👩ناراحت شوم که پیر شده ام 👵..زشت شده ام ..و تو باز بگویی با موهای سفید بیشتر دوستت دارم👵و من مثل بیست سالگی هایم ذوق کنم😍سر بزنم به قیمه ای که برای بچه هایمان پخته ام ..🍲بعد تو از نوه ی آخرمان بگویی.بگویی این فسقلی عجیب شبیه تو شده..من برایت چای بریزم.☕بچه هایمان بیایند.مدام بگویم :قند نخور آقا.چایی داغ نخور .. بذار سرد شه..تو لبخند بزنی☺من مثل چهل سال پیش شوم و جلوی بچه هایمان سرم را روی شانه ات بگذارم ..💑نوه هایمان را بغل کنیم .👶دخترهایمان سالاد درست کنند و غذا بیاورند ..پسرها سفره بیاورند و بشقاب بچینند..پسر اولمان بگوید :هیچی دستپخت تو نمی شه مامان..عروسمان خودش را برایش لوس کند و بگوید:پس دستپخت من چی ؟!پسرمان نازش را بکشد😍ما از حال خوششان ذوق کنیم ..زیر گوشت بگویم : مرد زندگی بودن را از خودت یاد گرفته.❤باز هم نگاه های مهربانت.👀و باز هم درد زانوهایم یادم برود ..بچه ها بروند خانه هایشان ..ومن از خوشحالی ده بار بمیرم که چهل سال است تو را دارم ..💏