نبابا حالم افتضاس
از تهران پاشدیم با خانواده و خاله و دایی یه شهرستان که نزدیک اصفهانه که در امان بمونیم اما نمیتونم باهاشون راحت باشم هرروز دعوا داریم حالم بهم میخوره از همشون دلم میخواد برگردم زودتر تهران
به همه چی گیر میدن سر کوچک ترین چیز دعوا دارن خیلی زبون نفهمن