چند شب پیش...
از شدت غم...
تو شهر تاب میخوردم که دیدم همسرم با دختری که نامزد کرده نزدیک ساعت ۱ شب، از باغ اومدن بیرون. :)
۳ ماهه قهره و میگه طلاق.
چه جوری تونست یکی دیگه رو بپذیره به این سرعت؟
من که دوسش نداشتم، حتی نمی.تونم تصور کنم یکی بیاد تو زندگیم...
این که این همه ادعای عاشقی داشت! :)
خیلی اعتماد به نفسم داغون شده.
انقد دوست نداشتنی بودم؟