هرچی میگذره رفتاراش بدتر و بدتر میشه
دیگه بابت حرفای تحقیر کنندش و فحش و بی احترامیاش حتی عذر خواهی نمیکنه؛انگار دنبال بهونس باهام حرف نزنه؛جاشو عوض کنه؛بی توجهی کنه
با اینکه همیشه تو مشکلاتش کنارش بودم و همیشه از خودم گذشتم باز میگه تو و خونوادت برا من چیکار کردین؟این ماییم ک همیشه خیرمون ب شما رسیده!
اسم یه لقمه نون تو خونش خوردن رو میزاره خیر مطلق🙂
در بی تفاوت ترین حالت داره باهام زندگی میکنه نه چیزی براش مهمه،نه از جدایی میترسه و نه هیچ چیزه دیگه
نمیدونم چرا باهام اینکارو میکنه!بیشتر از این نمیدونم وقتی نمیخوادم چرا تمومش نمیکنه؟
من یکی خسته شدم از این وضع
دلم محبت میخواد،یه شام و ناهار باهم،یه دلگرمی دو نفره،یه حرف زدن با لحن خوب،اینکه یکی دلواپسم شه،هوامو داشته باشه
خیلی تنهام بخدا به هیشکی نمیتونم این حرفارو بزنم😭