2777
2789
عنوان

شوهرم از غذای نذری بدش میاد

196 بازدید | 16 پست

ادم مذهبی نیست میگه چی برا یک دونه غذا میری.  تو صف میرم از بیرون میخرم ولی  نرو توصف یکی رد میشه میبین ابروم میره 

یک دفعه فرستادمش یک باره برادر شوهرم اونجا بود شوهرم از داخل صف فرار کرد منو زیر فحش کرد 

الانم یک مسجد نذری میده میگه حق نداری بری تو صف

با افتخار ایرانی‌ام، اما با عشق آمریکایی. به قوانین این کشور احترام می‌گذارم و آن را وطن اصلی خود می‌دانم هویت من از ایران است، اما تابعیت فکری و عشق من به آمریکاست. اینجا جایی است که به آن تعلق دارم

بابای منم از بچگیمون همین بود

جرعت نداشتیم هیچوقت نذری بخوریم

بهترین اتفاق زندگیم سال 1402 اتفاق افتاد ولی سال 1402 بدترین سال زندگیم بود ،درواقع بهترین اتفاق زندگیم در بدترین سال عمرم اتفاق افتاد و در واقع حتی بهترین اتفاق هم نتونست بدترین سال رو به بهترین سال یا حتی یه سال معمولی تبدیل کنه/ من ناراحت نیستم، نمیخوام هم برگردم به اون روزا، متنفر هم نیستم، فقط حسرت میخورم کسی هست بفهمه چی میگم؟/خاطرات عجیبند./ تفاوت غم در کودکی و بزرگسالی، مزمن شدنش است/ آدمهای جدیدی وارد زندگی ام شدند، آنها هم ناامید کننده بودند، مثل تو،اما آمدنشان کمترین سودی که برایم داشت این بود که خاطرات تو را در ذهنم به قدر یک سر سوزن رساندند،آمدنشان باعث شد کمی خودم را بیشتر باور کنم. آمدنشان باعث شکستگی مجدد قلبم شد، اما من که اولین بارم نیست، کنار می آیم (3دی 1404)

ببین برای خارج از تهران که ویزیت آنلاین رایگان دارند، ولی اگه تهرانی و می تونی هزینه کنی حتماً یه نوبت از مرکز تندرستی دکتر گلشنی بگیر تا تمام مشکلات بدنت یکبار کامل چکاب بشه.

من خودم هم پای پرانتزی داشتم هم گردن درد ، همسرم هم کف پای صاف و کمردرد شدید داشت جفتمون با ورزش تخصصی و آبدرمانی الان خیلی بهتریم.

این شمارش: ۰۲۱۲۴۵۰۱۰۰۰

اینم لینک دریافت نوبت ویزیت آنلاین رایگان

ولی حالا تو چ اصراری داری حتما نذری بخوری ول کن

بهترین اتفاق زندگیم سال 1402 اتفاق افتاد ولی سال 1402 بدترین سال زندگیم بود ،درواقع بهترین اتفاق زندگیم در بدترین سال عمرم اتفاق افتاد و در واقع حتی بهترین اتفاق هم نتونست بدترین سال رو به بهترین سال یا حتی یه سال معمولی تبدیل کنه/ من ناراحت نیستم، نمیخوام هم برگردم به اون روزا، متنفر هم نیستم، فقط حسرت میخورم کسی هست بفهمه چی میگم؟/خاطرات عجیبند./ تفاوت غم در کودکی و بزرگسالی، مزمن شدنش است/ آدمهای جدیدی وارد زندگی ام شدند، آنها هم ناامید کننده بودند، مثل تو،اما آمدنشان کمترین سودی که برایم داشت این بود که خاطرات تو را در ذهنم به قدر یک سر سوزن رساندند،آمدنشان باعث شد کمی خودم را بیشتر باور کنم. آمدنشان باعث شکستگی مجدد قلبم شد، اما من که اولین بارم نیست، کنار می آیم (3دی 1404)

منم مادرم تو صف نذری بود... همش میگفتم وای مامان آبرومون رفت.... نمیخواد غذا بریم خونه.... نمیدونم چرا جزو اخلاقیاتم هست

روز های خیلی خوبی تو راهه🧡🌱..در حال تلاش برای رسیده هدف💖🌱🌄🏃‍♀️💙✨🦋🌌👑.. میشه یه صلوات بفرستین 🥺🧡

واقعا من رفتارو نمیکنم اشتباهه

اقایون خواهرنما نامحترم اقایون بی خوانواده درخواست ندین اینجا همه مثل خواهرومادرتون نیستن هیچ اقایی درخواست نده که اینجا چیزی جز فحش گیرتون نمیاد

درست میگه از اولشم نذری برای نیازمندا بود الان ادمایی که از هر لحاظ غنین میرن دو ساعت تو صف وایمیسن یه ظرف قیمه بگیرن زشته خب 

منم اصلا واینمیسم خیلییی خجالت اوره یکی ببینه 

 این نیز بگذرد...

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792
داغ ترین های تاپیک های امروز