امروزم رفتم اکو قلب جنین گفت آریتمی داره هر ده روز یه بار باید برم از ساعت یک و نیم تا ده شب طول کشید چون چهار ساعتم مسیرمون بود رفت و برگشت بخدا نمیتونم همه زندگیمو فروختم خرج دکتر و دوا درمون کردم بخدا دارم له میشم چرا خدا باهام اینجوری میکنه حاضرم همه اعضای بدنمو بفروشم فقط یه بار این دکترا بگن سالمه اگه بچم چیزیش بشه چی اگه دور از جونش بمیره چی ای خدا دلم پره
خواب نمی برد مرا ... یار نمی خرد مرا ... مرگ نمی برد مرا ... آه چه بی بها شدم
بچه ها باورتون نمیشه! برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.
قدیم هفت تا میراییدن اندازه ما اذیت نمیشدن ماها ی دونه اوردیم از بس سونو ازمایش گذاشتن برامون پدرمون ...
آره بخدا مادرشوهرم امشب خونمون بود میگفت نه سونو بود نه آزمایش بود همه با هم فامیل بودن همه بچه ها سالم بودن نمیدونم چرا الان اینجوری شده هر کی رو میبینی یه مشکلی داره
خواب نمی برد مرا ... یار نمی خرد مرا ... مرگ نمی برد مرا ... آه چه بی بها شدم