اره دقیقا همینه
بعد من تو مجردی دوس پسر زیاد داشتم .
و شوهرم بین همه ی اون پنج شیش تا پسری که باهاشون بودم بهترینه واقعا .
تازه با اونا زندگی نکردم و میگم شوهرم بهترینه .
برای همین میگم اگه با شوهرم زندگی نکنم با هیچکس نمیتونم بسازم .
دوس پسرایی که داشتم یکیشون افسرده بود ، جواب زنگمو نمیداد ، قرار میذاشتیم میپیچوند, یه دفعه سه روز جوابمو نداد منم باهاش کات کردم بعد افتاد دنبالم که باهاش باشم ولی من دیگه قبول نکردم
یکی دیگه از دوس پسرام همزمان با من با یکی دیگه بود بعد فهمیدم کات شد .
یکی دیگه از دوس پسرام مدام ازم ایراد میگرفت از همه چیم و داشت منو بازی روانی میداد . منم چون کمالگرام و همیشه از خودم ایراد میگیرم و همش میخوام خودمو کاملتر و بهتر کنم حرفای اونم منو بدتر میکرد و سعی میکردم خودمو تغییر بدم و اون باز یه ایراد دیگه ازم میگرفت بعد از اون همه بازی روانی که من سعی میکردم تیپ و قیافه و همه چیمو تغییر بدم اخرش پسره باهام کات کرد .
یکی دیگه از دوس پسرامم اونم بعد از یه مدت که با هم بودیم یه دختره رو دید با من کات کرد رفت با اون .
تازه با اونا هر کودوم دو سه ماه الی هفت هشت ماه بیشتر نبودم و خودشونو نشون دادن قطعا تو ازدواج اونا بدتر از اینی که خودشونو نشون دادن میشدن.
ولی شوهرم تا یکسال اول اشنایی کاملا بی نقص بود ولی الان که دو سه سال از روز اول اشناییمون گذشته و دارم باهاش زندگی میکنم دارم بدیاشو میبینم .
واسه همین میگم اگه با این مرد نسازم دیگه با هیچکس نمیسازم چون اکثر مرد ها مشکل دارن و این مرد واقعا نسبت به بقیه ی مردها به شدت روان سالمی داره در مقایسه با اونا .