ی حالتی در من به وجود میاد از یه جای بدنت حالا یا کف پا یا پاشنه پا یا مچ دست یا پشت ببین یا کمر یا یکم بالاتر از کمر و دور کمر تا یعنی توی اون راستای کمر یک حالتی هست که اونجا یا پشت کتف حالا راست و چپش فرق نمیکنه ببین کتف نیست یا مثلاً قلب نیست ک جایی از بدن رو نشونه میگیره این حالت و حالا این حالت چیه یک حالتی هست که در تو به وجود میاد مثل حس خشم اصلا هیچ مشکلی نداریا ولی ولی اون حس باعث میشه حس خشم دلت میخواد اون لحظه جیغ بزنی دلت میخواد مشت بزنی دلت میخواد انقدر بدنت رو کش بیاری که انقدر زور بزنی یه حس نفرت چه جوری بگم انگار اصلاً اون لحظه از هر چیزی که هست بدت میاد دلت میخواد فقط تنها یه گوشه بشینی هیچکس نباشه دورت بعد این حالت شدتش بستگی داره یه بار انقدر این حالت شدیده که تا گریه بکنم این حالت ضعیف بشه و کم کم رفع بشه یه سری زمانی که پیش میاد عصبیم میکنه این حالت و طوری که بقیه متوجه میشن که عصبیم یا یه زمانی که دیگهای که اتفاق میافته اینه که میام بیرون راه میرم تا شاید رفع بشه و حتی سر کار تمرکزم رو میگیره آره تمرکزم رو کامل میگیره مثلاً دیروز من اومدم برم با همکارم خداحافظی کنم رفتم میگم سلام به جای خداحافظ بعد خودم هنگ کردم که من چرا گفتم سلام من اومدم خداحافظی کنم و این به نظر من چیز منطقی نیست یعنی تو بری برای خداحافظی و بگی سلام اشتباها یا مثلاً دیروز بار مشتری یکی دو مورد رو به جای ۴۰ تا فاکتور براش ۸۰ تا زدم که بعد شانس آورد مشتری با سرعت کردن حل شد مشکلم اش وگرنه برام دردسرساز میشد یعنی تو ذهن خودم چیز دیگهای بود برای زدن فاکتورش اما چیز دیگهای زدم انگار حواسم نبوده تمرکز نداشتمو اما اون حالته حالا بعضی وقتا با گریه کردن از بین میره بعضی وقتا با کشیدن بدنم از بین میره بعضی وقتا با نفس کشیدن از بین میره بعضی وقتا انقدر میمونه که خود به خود کم میشه و از بین میره دیروز هم این حمله بهم رخ داد هم اولش تپش قلب بود و بعد این حالت بهم رخ داد که حالت تنفر و که بعدش گریه کردم و دل آشو بگی گرفتمو که خلاصه بعد گریه کردن که انقدر این حالت شدید درم بود گریه کردم و کم کم شد از بین رفت دیروز با تپش قلب پس شروع شد
اما امروز فرقش این بود که تپش قلبی ندارم اما اون حالت درم به وجود اومده و در داخل دستم و بدنم لرزشی میبینم که کسای دیگه نمیبینم من خودم احساس میکنم البته هر موقع این احساس رخ میده لرزش وجود داره دیروزم همینجوری بود و این حالتها حدوداً کمتر از یک ماهه در من وجود داره یک هفته ممکنه سه روز چهار روز بشه اینجوری یک هفته ممکنه دو روز بشه و با شدت و ضعف هستش بعضی وقتا شدیده و بعضی وقتا ضعیف این حالتی که به وجود میاد باعث میشه که انرژی بدنم کم میشه و حالت بیحالی توی دستام احساس میکنم اما باعث نمیشه چیزی از دستم بیفته ولی اما این دو روزی که این اتفاقها برام افتاده ضربان قلب شدیدی نداشتم مثل قبل یکی از شرایط این حالت اینه که بدنمو خسته میکنه یعنی بدنم انرژیش نداره دستم دیگه حال نداره نه اینکه مشکل از دستم باشه یا قلبم باشه جوری نیست ک فکر کنی دستم بی حسه و وسایل میفته از دستم نه بیحال میشه دستم مثل ی سردرد که یهو سرت خوب میشه و نأشه میشی چون حالت خوب شده ولی چون قدرت رو گرفته حالی نداری دیگه اون حالت یک حالت تنفر به وجود میاره شدیدا در من و کلافه میکنه آدم خشمگینت میکنه خستم میکنه و این چیزی نیست که بگم مثلا الان عصبی میشم الان به وجود میاد نه اینجوری نیست اصلا بی دلیل میاد سراغم.الانم هست در من ولی کمه و همچنان ادامه داره
کسی مثل من هست
آیا حل شده مشکل کسی
اگه اره بگه چجوری
کمک
م کنید.