برادرشوهرم با اینکه داداش بزرگه ست اما مجرد مونده خودشم بارها و بارها و هزاران بار گفته اقا من زن نمی خوام
یه بار یکی از دوستای من ازش خوشش اومد که برادرشوهرم گفت نه کاملا رک
هزار تا دخترم براش پیشنهاد میدن الکی عیب میزاره میگه نه
ما همکاریم از شوهرم من یشتر میبینمش والا
وبهتر میشناسمش میدونم بهانشه فقط و فقط
وگرنه این دخترا همشون خانمای خوبین ولله
حالا به من مثلا میگن فلان دختر خوبه هااا برای فلانی
خانمای فامیل که نسبتشونم گفتنی نیست
تو حرف بزن باهاش تو که مثل خواهرشی صمیمی تر هستی
منم میگم من دخالت نمی کنم راستش
میگن تو حسودی نمیخوای جاری بیاد
با خنده بهم کنایه زدن
نمیگم از یدونه عروس بودن ناراحتم نه خیلیم خوبه😅
اما دیگه اونطوری نیستم بیام مانع زن گرفتن یکی بشم که خودم یدونه عروس باشم که!!!