من دوستم چند سال با یه پسره دوست بود خلاصه من هی میدیماینحالش بده و افسردگی داشت خلاصه نشستمپای صحبتاش و گفت که پسره رو دوس داشته ولی اون از این استفاده جنسی میکرده و الانم رفته با کس دیگه ازدواج کرده
میگفت هیچی نتونستمبگم از شوک
منم بهش گفتم الان دیگه کاری از دستت بر نمیاد بیخیال شو و ... ولی دیدم روان خودمم بهممیریزه گوشی رو برداشتم هر چی فحش و نفرین بود نثار پسره کردم و بعدم بلاک هر چی باشه بلاخره میفهمه یه گوشه دنیا نفرین یه دختر پشتشه این نا امیدش میکنه