عزیزم پدرو مادر یه چیز دیگه هستند
شما شوهرت رو با پدرومادرت یکی میکنی
آدمها همه یه نقصی دارند من جمله شوهر شما
فکر کردی الان زندگی ماها گل وبلبله
هرکدوممون تو زندگیمون با شوهرمون مشکل داریم. بلا سرمون آوردن بدی دیدیم
ولی وجدانن مگه میشه خودمون هم صد درصد خوب بوده باشیم
من یاد کارهای بد شوهرم میوفتم
یکم کلاهمو قاضی میکنم میبینم خودمم در اشتباهش شریک بودم
خودم باعث شدم اون این بلا رو سرم بیاره
یا حداقلش خودم باعث نشده باشم
آدمیزاد اشتباه میکنه
یعنی شما هیچ اشتباهی نداشتی سهوا بلا سر شوهرت نباوردی
بشین زندگیتو کن عشق کن
کینه رو بریز دور