من شوهرم عصبیه و مورد خشونتم هیچ جاییی ندارم برم درسته شاغلم ولی بابام نمیزاره جدا شم خودمم میترسم حدا شم چون از تنهایی شبا و امنیت نداشتن با وجود دو تا بچه میترسم شوهرم تا قبل بچه اول اصلا به این وضع نبود عصبی بود ولی کتک نزده بود حقوقمو که جدا کردم خیلی بد شد ولی در کل پرتوقع عصبیه فراوون حمله میکنه سمتم پرتم میکنه اینور اونور دادای بدی سرم میزنه سرمو میگیره تو گوشم یه جوری داد میزنه که پرده گوشم پاره شه سر چیزای مالی که مثلا یه جزئی خراب بش یا دور ریخته بشه
سلام به شیراز عزیزم شهر عشق و غزل.خدایا فرزندان گلمو به خودت سپردم
بچه ها باورتون نمیشه! برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.
کمک کردن از علاقه های فوق قلبیم هست هرکسی مشکل داشت احتیاج به کمک داشت بهم اطلاع بده بعدیادت نره تو زندگیت مجبور نیستی به هیچ کسی راجع به چیزی جواب پس بدی به غیر از وجدانت اینو هیچ وقت یادت نره در عالم هرکسی ممکنه مهر قلب داشته باشه ولی نه [وجدان] همه بندگان مقرب الهی هستیم مهم اینه ک خدا فراموشت نکنه وگرنه بقیه که میان و میرن انسانیت داشتن و معرفت وجدان آسوده و اراده ومهربونی سبک زندگی نجیب زاده هاست انگاری قرن ماروزگار مرگ انسانیت هست انسانیت گاهـی یک لبخندهس یک آرامش امنیت که محکم میگه نترس من هستم کمکت میکنم که به احساسات و روح یک انسان غمگینی آرامش هدیه میکنی چشم بهم بزنید عمرتون میگذره پس حواستون به تلف شدن روزها تون در آشفتگی ها باشین.