2777
2789
عنوان

خاطره🦋💖🤍🌷

115 بازدید | 3 پست

توی یه تاپیکی بودم که میگفت اولین باری که شوهرتون بهتون کفت دوست دارم کی بود خواستم اینجا کامل توضیح بدم

📌 اولین باری که همسرم بهم گفت دوستت دارم... 🥰💕 روزی که من با شوهرم آشنا شدم، یک دوشنبه بود. 🌸 من توی دامپزشکی بودم و اون یک سگ 🐶 رو برای درمان آورده بود. هزینه درمان سگ خیلی زیاد بود 💰 و یک عمل سخت داشت که گفته بودند اول پول رو پرداخت کنه تا بتونن جراحی رو انجام بدن. اون زمان این مبلغ واقعا سنگین بود 😕 و همسرم اون موقع زیاد پول نداشت.

سگش بیهوش روی تخت دامپزشکی بود 😔 و من دیدم که همسرم رفته بود توی پارک نزدیک دامپزشکی و داشت گریه می‌کرد 😭💔 دلم خیلی براش سوخت، برای همین تصمیم گرفتم نصف هزینه درمان رو خودم پرداخت کنم. 💰💖 وقتی برگشت و متوجه شد، شماره‌ام رو گرفت و گفت: "قول میدم یه روز جبران کنم!" 😍😂

هفته ها  گذشت و بعد یه مدتی نمیدونم چی شد دیگه قرار گذاشتیم مثلا هی می گفتیم بریم به این سگ ها غذا بدیم و اینا تا اینکه روز سوم قرار، دیدم یه ماشین 🚗 خریده و اومده جلوی خونه‌مون! 😱😍 خیلی خوشحال شدم، اون موقع پدرش سرطان داشت و حالش بهتر شده بود 🙏💖 بهم گفت: "دوست دارم اولین کسی که توی ماشینم می‌شینه، تو باشی!"✨🚗💕

من هم سوار شدم و با هم رفتیم ساندویچ‌فروشی 🥪، غذا گرفتیم 🍔🍟 و در حال خوردن بودیم که یهو گفت:  "یه چیزی بگم؟" 😳 گفتم: "آره، بگو!" 🙈 گفت: "می‌دونی، من تو رو به اندازه تمام ستاره‌های آسمون دوست دارم!" 😭💫✨

منو می‌گیییییی! 😳😵‍💫 از خجالت غذا پرید تو گلوم 🤦‍♀️ نوشابه رو ریختم روی شلوارش! 😂🥤👖 اونم هی معذرت‌خواهی می‌کرد و می‌گفت: "شرمنده، تقصیر منه، جای مناسبی برای این حرف نبود!" 😂😍

شب بهش پیام دادم 📱💌 و نوشتم: "منم تو رو به اندازه تموم ماشین‌های خیابون‌های جهان دوست دارم!" 🚗🌎💘

یک هفته بعد اومد خواستگاری، و حالا اون شده همسرم! 🥰💍✨🎉

همیشه از اینکه برم انحراف بینی‌م رو عمل کنم و بخوام تامپون بکشم میترسیدم  
ولی دوستم پیش دکتر حامد عباسی بدون تامپون عمل کرد منم رفتم و عمل کردم پیششون و الان خیلی راحت تر نفس میکشم، عمل زیباییشون هم بدون تامپونه
اگه شما هم درباره عمل بدون تامپون کنجکاوید، جزئیات بیشتر رو اینجا ببینید   

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2843
2834
2835
پربازدیدترین تاپیک های امروز
2108