2821
2789
عنوان

مادرشوهرم

519 بازدید | 32 پست

بچها پریروز خونه مادرشوهرم بودیم.ب شوهرم گفت برو قارچ بخر کباب کنیم.منم گفتم میوه و قارچ بخر.قارچا رو ک کلا مادرشوهرم برداشت واسه خودش.شوهرم انگور پیشرس خرید واسه خودمون مادرشوهرمم ریختشون تو اب ک بشورتشون.ی تعارفم نکرد ک از انگورا خودتونخ یه دوتا خوشش رو ببرید خونتون یا بیاره بخوریم.بعد دیروز دیدمش گفت سهم انگورتو گذاشته بودما بابا خوردشون.منم پیام دادم ب شوهرم ک میوه بگیر با انگور پیشرس.بنده خدا گشته بود چندجا پیدا نکرده بود اتفاقی با پدرشوهرمم بیرون بودن.پدرشوهرم فهمیده بود دنبال انگور پیشرسه.شوهرم اومد خونه گفت پیدا نکردم.بعد پدرشوهرم گفت مامانت میگه ما انگور داریم .شوهرمو صدا گرد بیاببر.خداشاهده  ی خوشه خیلیییی کوچیک تو دستش داده بود بهش یکمشم خورده بودن.شبش رفتبم خونشون ی ظرف پر انگور از همونا ک شوهرم خریده بود اورد گذاشت جلو پسرش.شوهرمم هرجی گفت بخور لب نزدم.چقد ی نفرمیتونه بیشعور باشه.این همونی بود ک گفت سهمتو گذاشتم بابا خورد.

راستش یه جایی خسته شده بودم از اینکه هر رژیمی می‌گرفتم یا سخت بود یا وزنم برمی‌گشت. آخرین چیزی که امتحان کردم رژیم فستینگ دکتر کرمانی بود و تو ۲ ماه ۱۰ کیلو کم کردم، بدون احساس گرسنگی. مهم‌تر اینکه نه صورتم لاغر شد نه ریزش مو گرفتم.اگه خواستین، یه سر به سایتش بزنید و رژیم فستینگش رو ببینید.

من شکمو نیستم.اصا تااونجا ک گفت بابا سهمتو خورد عین خیالم نبود ۱۰ بارم گفتم نوش جونش.ولی شبش وا رفتم😐پسرمو خیلی دوسداره وای بخدا انگار من دشمنشم

ببین اشتباه از شوهرت بوده.

منم اوایل این داستان ها رو داشتم.

شوهرم میخرید، تو تعارف میرفت تو یخچال مادرشوهرم.

و چشم من میموند دنبالش.

الان میگم دو تا کیسه جدا بخر.

دیگه وقتی دو تا پلاستیک جداست، یکی مال اونا میشه، یکی مال خودمون


بعضی ها چشمشون گرسنه اس و همیشه حریصن ،منم گاهی چیپس و پفکی بیسکوییتی چیزی میخریدم چند بسته چون تعدادشون زیاده میبردم ،بعد میدیم مادر شوهرم بسته درسته جاساز میکرد  بده به عزیز دردونه اش به بقیه کم میداد ، منم بدم میومد الان خیلی وقته دیگه نمیخرم ازین چیزا شماها چیزی نخرید ببرید اونجا

۴۰ سالم هست دارم ۴۱ ساله میشم، بزرگ شدم ، ولی تو دلم انگار یه دختر کوچولوی کلاس دومی نشسته، با یه ذوق زیادی منتظر مامان و بابا و داداشم که همه با هم بریم شهر بازی ....حیف که خیلی ازون روزا گذشته ....

ببین اشتباه از شوهرت بوده.منم اوایل این داستان ها رو داشتم.شوهرم میخرید، تو تعارف میرفت تو یخچال ماد ...

گفتم قارچ بخر همرو ورداشت.منم کم رو.هیچی نگفتم.شوهرمم ک کلا زبون نداره بگه

بعضی ها چشمشون گرسنه اس و همیشه حریصن ،منم گاهی چیپس و پفکی بیسکوییتی چیزی میخریدم چند بسته چون تعدا ...

اصا شبش رفتم لب نزدم.فقط خیلی پدرشوهرم اصرار کرد دو تا زردالو خوردم😐

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2823
2791
2779
2792
پربازدیدترین تاپیک های امروز
داغ ترین های تاپیک های امروز