ما ۵ سال دوست بودیم
خیلییییی خیلی دوسش دارم جونم براش میره
اون خیلییی بیشتر
ی بار زمان دوستی
دعوای خیلی بدی کردیم که تاثیر بدی روی من داشت
از نامزدی تا الان مداااااام توی ذهنم راجه ب شوهرم یه دنیای دیگه ساخته بودم
چه میدونم مثلا اینکه دست روم بلن میکنه
من میزنم بیرون و بارهااا نشستم بهش فکر کردم
یا مثلا مندیگه شوهرمو نمیخوام و ازش حامله شدم
و تصمیم ب جدایی دارم و…
یا مثلا من معدم مشکل داشته ی ذره کم دهنم گاهی بد بو میشد( از فاصله نزدیک
منم چند سال توی ذهنم داستان سرایی کردم راجبش ک اره مثلا شوهرم با من بد شده دلمو شکسته و گفته خوشبو نیستی در صورتی که در واقعیت شوهرم جونش برام میره😭😭
برای اولین بار ب دوستم اعتماد کردم بهش گفتم توی ذهنم چخبرههه گفت بهترین روان شناس برو درمان کن
دو جلسه رفتم باید کلی ادامه بدم خیلییییی تاثیر داشته خیلی یکی از تاثیراتش این بود که اصلااااا دیگه توی ذهنم ادما رو بد نمیکنمممم چون حتی راج ب خانواده شوهرمم توی ذهنم خیاا پردازی داشتم حتی اگ خواهر شوهرم با یکی حرف میزد من توی ذهنم داستان میساختم که دعواشون شده رابطه دارن و….
قبول دارم تقصیر خودمه نباید اینقدر ذهنم رو مریض میکردم
کسی مثل من بوده خوب شده؟؟؟
من خدارشکر دارم خیلییی بهتر میشم