از دیروزه هنوز دارم گریه میکنم
بهم گفت فقط بره فروشیا بازن
طلا فروشیا باز نیستن واست طلا بگیریم
اونم با خنده شیطانی
منم مثل خودش گفتم بهونه میاری هههههه
رفت چهار تا گزاشت روش نامزدم رو پر کرد
نامزدم زنگ زد بهم
به مامانم گفتی تو نزاشتی طلا بگیرن واسم!!!!
منم گفتم نه همچین حرفی نزدم
بعد گفت اول مامانم!
قبل تو اون بود!
یعنی چی!!!!!
همه رو ننشون میزاعه!!!!
ادعاشم میشه ننش پرش نکرده ی مرد کامله
من دو به شک بودم تا اینکه شنیدم با مامان خودم هم همون حرفا رو گفته😂
اینا اولاش به خون هم تشنه بودن
من اونجا بودم به نامزدم وقتی دعوا میکردن میگف از قیافت عن میباره
نزار جلو زنت رسوات کنم
حالا میره دم گوشش از من بد میگه
و نامزد عقده ای منو ک محبت مادر ندیده از بچگیش پر میکنه
حکمتت چیه خدا منو انداختی تو این خانواده من از بچگی لوس و ناز پرورده بودم افتادم تو همچین جایی آرامش نمونده واسم
تورخدا واسم دعا کنید آروم شم
استادم بهم گفت خدا میخاد تورو با رفتارت امتحان کنه ولی به خودش قسم سخته جونی نمونده برام 💔
دعا کنید زودتر برم سر خونه زندگیم از فتنهای این زن دور باشم