زمان هیچ چیز رو درست نمیکنه فقط کم رنگش میکنه منم زمانی که از اوحال در اومدو دیگه دوسال گذشته بود بچه های کوچولوی فامیل دلمو میبردن دلم میخواست منم نی نی خودمو داشته باشم .برای چهرمین بار باردار شدم
خدارو شکر خدا بهم یه پسر کوچولوی ناز داد ومن به ارزوم رسیدم ولی انگاروزای خوش کمترن تو 17 ماهگی دکترا متوجه شدن قلب کوچولوش سوراخ داره گفتن بزرگ شده وباید حتما عمل بشه چقدر اون روز بد بود خیلی خدا واسه هیچ پدر ومادری نخواد وقتی میبردنش اتاق عمل دستاشو باز کرده بود سمت من ومیگفت ماما دلم داشت میومد بیرون پشت در اتاق عمل مردم و زنده شدم ولی خوب خدا خواست وپسرم بعد یه عمل سخت 7 ساعته دوباره منو باباشو شاد کرد والان پسر ما 7 سالشه وخیلیم شیطونه پدر منو باشیطونیاش دراورده😁😁