اگه ازش دور بشم دلش برام تنگ میشه رفته بودیم شهرستان من خونه مادرم اون خونه مادر بزرگش ولی همش به بهانه های مختلف میومد منو میدید و شبم منو میبرد تا پیشش بخوابم ولی به محض ورود به خونه عین برج زهر مار شد مثل قبل و شبم کلا من طبقه پایین خوابیدم اون بالا عین خیالش نبود