از شش ماه پیش داشتن کارای طلاق رو میکردن و من خوش خیال جهیزیه میخریدم. 😔
با کسی هم دیدمش و مثل اینکه جایگزین هم پیدا کرده تو این مدت.
خیلی نابودم...
اعتماد به نفسم داغون شده.
با سطح پایینترین آدم شهر ازدواج کردم؛
گفتم خیانت نمیکنه؛
ولی...
هیچی از هیشکی بعید نیست.
چه روزای سختی رو در پیش دارم!
شهر کوچیکه و مرتب خبراش میرسه به گوشم.
دعام کنین.