اولین بار سرکلاژ شدم درست وسط عمل بیدار شدم دیدم دکترم داره با دستیارش میگن و میخندن
دومین بار کمرمو عمل می کردن
اول که داروی بیهوشی زدن به ظاهر بیهوش بودم ولی من هم درد بریدن کمرم با تیغ رو حس کردم و هم همه ی صداها و حرفاشونو شنیدم
اما قادر نبودم خودمو تکون بدم تا متوجه بشن
دفعه ی سوم جای عمل کمرم عفونت کرد و دوباره رفتم اتاق عمل
وقتی بیدار شدم که دکتر گفت خب تموم شد بخیه بزنید
با درد فراوان بخیه رو تحمل کردم