دیروز با مادر شوهرم رفتم خرید عروسی هیچی که برام نخرید
یهو توی یه مزون یه لباس عروس دید مفت بود گیر داد همینو بردار منم بغض کردم گفتم نمیشه که باید بگردم
سر این یه دعوای بزرگ شد
با همسرم قهرم نمیخوام این سری زود آشتی کنم
دیشب همسرم بهم گفت پولکی😔گفتم اگه پولکی بودم برای فردا عید قربان عیدی میخواستم طلا میخواستم گفت منم نمیخریدم میگفتم بیا (هی انگشتشو بهم نشون میداد با توهین ) من دلم خیلی شکست😭😔
آخرش بغلم کرد گفت بیا آروم حرف بزنیم با آروم حرف زدنشم سعی میکرد به من بگه اتلیه نگیر و...
ولی من دلم خیلی شکست دارم میمیرم دارم خورد میشم
ازدواج دوممه من شاغلم وضع مالی خوبی دارم و بهترینارو دارم میبرم خونه ی همسرم
همسرم ازدواج اولشه کارش مشکل داره خونه اش مشکل داره و...