2777
2789
عنوان

تا چه حد صبر تو زندگی متاهلی مناسبه

265 بازدید | 18 پست

من متاسفانه با ازدواجم واقعا شرایط شغلی و مالیم نابود شد .

البته قرار نبود اینجوری بشه و این زندگیه مالی و شغلی انتخاب من نبود ، بی عقلیه شوهرم تو دوران عقد باعث شد که به این وضع بیفته . البته من به اعتمادش به کسایی که ازش  سواستفاده کردن میگم بی عقلی 

و البته الان داره کار میکنه و پول در میاره تا جبران شه ولی الان چند ماهه سر زندگیمونیم ، مدیریت مالی همه چی دست خودشه و من نمیدونم اصلا که داره چی کار میکنه.

منم تحصیل کرده م و تهران شغل خوبی داشتم ولی تو شهرستان شوهرم هیچ کاری واسه من نبود و نیست، من فکرم این بود که شوهرم چون خونه داره دیگه تو زندگی باهاش لازم نیست جون بکنیم تا خونه بخریم بنابراین من اگه از کارخونه بیام بیرون و برم شهرستانه اونا که شهرستانه پدر مادر خودمم میشه , با اندک پس اندازم اگه یه کار ازاد  هم راه بندازم و ماهی ده تومن هم در بیارم خیالم راحته تا اینکه  تو شرکت بیست سی تومن در بیارم و ساعات طولانی و طاقت فرسا کار کنم  ولی با یکی مثه خودم از صفر شروع کنیم تا بعد از ده سال ایا بتونیم خونه بخریم ایا نتونیم.

ولی همه ی پس انداز خودم و تمومه پولی که پدر مادرم بهم داده بودن رو مجبور شدم بدم برای پول پیش خونه تو شهر مامان بابام و شوهرم . درسته به نام خودمه ولی ارزش پول پیش خب کم میشه و دیگه شغلم رو ندارم و الان بدون سرمایه و با کمترین پول کسب و کار خانگی راه انداختم .

نمیخواستم این کار رو کنم و میخواستم خونه بابام بمونم تا شوهرم خودش بتونه اجاره کنه ولی به زور مامان بابای دیوونه م که میترسیدن طلاق بگیریم مجبور شدم این کار رو کنم .

الان خیلی استرس دارم که شوهره نتونه رو پول پیش بذاره و پیشرفت کنه و خودمم کسب و کار ازادم نگیره .

اگه کسب و کار ازادم بگیره دیوونه نیستم که برم تهران تو شرکت کار کنم ولی ترس اینکه کارم نگیره و شوهرمم مدیریت مالی نداشته باشه و پیشرفتی نکنیم اذیتم میکنه.

به نظرتون پنج سال به شوهرم وقت بدم ببینم پیشرفت میکنه یا نه و پنج سال به کسب و کار شخصی خودم وقت بدم ببینم حسابی میگیره یا نه کافیه؟

میخوام اگه نشد برم تهران و اگه شوهره خواست باهام بیاد ، نخواست بیاد هم همه چی تموم .

و اگه شد که دیگه خودمم زندگی تو شهرستانه خوشگله بابام و کسب و کار آزاد موفق رو به کارکردن تو شرکتای تهران ترجیح میدم.

به نظرتون کار بدی کردم که  میخوام تا پنج سال بهش فرصت بدم؟  این مقدار صبر کردن تو زندگی مناسبه یا کمه یا زیاد؟

بچه‌ها، دیروز داشتم از تعجب شاخ درمیاوردم

جاریمو دیدم، انقدر لاغر و خوشگل شده بود که اصلا نشناختمش؟!

گفتش با اپلیکیشن زیره لاغر شده ، همه چی می‌خوره ولی به اندازه ای که بهش میگه

منم سریع نصب کردم، تازه تخفیف هم داشتن شما هم همین سریع نصب کنید.

صبر تاگورسنگل به گورهمش به گور گورگور

ینی چی؟ 😑

من ادم جاه طلبی هستم 

همه ی ادم ها دنبال بهتر شدنه شرایطشون هستن .

اما از طرفی باید همدیگه رو درک کنیم ، ادمیم که نه میخوام من تو زندگی قربانی شم و نه اون قربانی شه  و همه چی برابر باشه .

واسه همین میگم یه جاهایی باید درک کرد و کوتاه اومد ولی باید فقط تا حدودی زمان داد و اگه نشد ادم بره پی زندگی و موفقیت های خودش 

سلام آیا شوهرت را دوست داری؟

اره ولی کلا ادم احساسی نیستم .

عاشق نیستم و اصلا عشق رو درک نمیکنم .

من همسرم رو دوس دارم و درکش میکنم .

اما خودم رو هم دوس دارم .

حاضرم تا حدودی به خاطر شوهرم از خودگذشتگی کنم ولی نه اینکه از تمومه وجود و خواسته هام بگذرم .

منطقی فکر میکنم .

به بقا فکر میکنم تا عشق .

وقتی اواره باشی وقتی به نون شب محتاج بشی ، عشق کیلو چنده ، باید اول به فکر سرپناه و موفقیت بود 

اره ولی کلا ادم احساسی نیستم .عاشق نیستم و اصلا عشق رو درک نمیکنم .من همسرم رو دوس دارم و درکش میکنم ...

باورت میشه منم الان دقیقا تو شرایط توام و همش دارم صبر میکنم؟ ولی این ابهام داره نابودم میکنه، که تا کی باید صبر کنم و آخرش چی میشه؟ از کجا معلوم درست بشه؟ ۶ سال صبر کردم هر روز بدتر شد

اگه کامل خونده باشی گفتم که صحبتامونو کردیم .

من دوس نداشتم کارخونه واسه دیگران کار کنم و دوس داشتم شغل ازاد بزنم تو شهر شوهرم با پول خودم .

ولی شوهرم خونه ش رو همه چیش رو از دست داد .

و من مجبور شدم خونه اجاره کنم 

وگرنه باید تو چادر میخوابیدیم .

شرایط کاملا عوض شد .

حرفامونو زدیم ولی شرایط عوض شد و من کوتاه اومدم . اما تا پنج سال میخوام کوتاه بیام نه تا همیشه 

مشاور از شخصیتت خوشم اومد به امید هیچ احدی نیستی و رو پای خودتی افرین واقعا الگومی👏

من عاشقِ؛ کانروس کثیف ، زرشک پلو ، لاک های تیره ، ریاضی ، شوری نمک ، لباس های نخی ، ابر ها ، تاریخ ، گوشواره های اویزون ، فلسفه و منطق ، مژه های بلند ، ادبیات ، چای ، اسمون و هر چیزی که به اسمون مربوطِ ، زبان های مرده ، کتاب های مقدسِ ادیان وَ وسواس هستم.

یعنی شما روی خونه همسرتون حساب کرده بودی ولی الان از دست رفته درسته؟

رو شوهرم به عنوان یه مرد حساب کرده بودم و رو پولای خودم حساب کرده بودم که شغل ازاد بزنم .

ولی مجبور شدم با پولام واسه خودم و شوهرم خونه اجاره کنم 

رو شوهرم به عنوان یه مرد حساب کرده بودم و رو پولای خودم حساب کرده بودم که شغل ازاد بزنم .ولی مجبور ش ...

درکت میکنم برای بعضی ها از جمله خودم خونه فراتر از یک سرپناه بله تامین کننده امنیت روانیه ، ولی اینو هم در نظر بگیر ممکنه پنج سال برای خرید خونه زمان کمی باشه ولی مثلا ظرف ده سال بتونید خونه دار بشید ، به نظرم اجازه بده ببین همسرت چقدر مرد زندگیه خصوصیات اخلاقی اون تعیین می‌کنه لایق چقدر صبوریه


کار آزادت هم با مبلغ کم استارت بزن

درکت میکنم برای بعضی ها از جمله خودم خونه فراتر از یک سرپناه بله تامین کننده امنیت روانیه ، ولی اینو ...

درسته ولی ده سال دیگه شاید دیگه نتونم برم شرکت کار کنم به خاطر افزایش سن چون اکثر شرکتا شرط سنی از ۱۸ تا ۳۵ سال استخدام میکنن  برای همین معلوم نیست اگه ده سال صبر کنم درست بشه یا نشه . استارت زدم عزیزم کارمو و با اینکه تا قبل از این فقط کارمند بودم و هیچوقت تجربه ی کاسبی نداشتم و خجالتی بودم ولی تمومه سعیم رو کردم تا محصوللتمو بفروشم و فعلا یه سه چهار میلیونی فروش داشتم .

اگه تو همین شغلم بتونم تا بیست میلیون در ماه هم سود کنم دیگه فکر برگشتنه به تهران به سرم نمیزنه ولی اگه نتونم نمیتونم زندگیمو ببازم 

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792