من از دار دنیا یه داداش دارم بخدا انقد مهربونه اهل هیچی نیست نه دورغ نه غیبت ولی ولی همه باهاش دشمنن یعنی همه در صدرن بهش آسیب بزنن مثلا شوهر منو علیه اون پر میکنن کلا از تو چشم همه سیاه تا میاد به چشم شوهرم خوب باشه باز دوباره این فقط یه گوشه بود بخدا الان دارم با اشک مینویسم چرا باید داداشم همه پس بزنن بخدا یبار شوهر من باهاش گرم احوال پرسی نکرده