این موضوع مال چند وقت پیشه
رفته بودم برای کارای طلاق از طرف پزشکی قانونی بهت نامه دادن و منو فرستادن دکتر زنان برای معاینه بکارت با خالم رفته بودیم
تو مطب منتظر بودم نوبتم شه دیدم منشی داره با یه روانشناس صحبت میکنه برای دخترش.میگفت میترسم بهش لطمه بخوره از وفتی مادربزرگش فوت کرده همینطور پرخاشگر و باهامون زیاد ارتباط نمیگیره یه موقع به درسش لطمه نخوره باهاش صحبت کنید منم محیط زو فراهم میکنم بچم حالش خوب شه
بعد تو حرفاش فهمیدم دخترش همسن منه.چقدر خوب که اونطور به فکرش بود
کاشکی یکیم اینطوری به فکر من بود تا افسرده نشم کاشکی یکیم اینطوری منو درک میکرد میفهمیدند من قوی نبستم منم نیاز دارم خودمو سبک کنم
انقدر تظاهر کردم که همه چی خوبه عیب نداره هرچی شده که اکه یکبار ناراحت باشم باهام دعوا میکنن که خودتو جمع کن دیگه😞😞😞
به نظرم اونایی کع قوی نیستن و ناراحتیمون رو بیرون میریزن اطرافیان بیشتر مراقبشونن