نزدیک عید غدیر زنداداشم میخواست برای عیدی خرید مفصل کنه
الان رسم خرید خانوادگی از مد افتاده دختر و پسر دوتایی میرن خرید
دیگه ماهم چیزی نگفتیم
الان میگه خانوادت برای من ارزش قائل نیستن چرا نگفتن بریم خرید؟
مامانم زنگ زده دختره
پاشدیم تو گرما هلک و تلک رفتیم خانوم خودرگیرانه اصلا نظرای مارو به هیچ جا میگرفت اینجوری بود که نظر میپرسید بعد یه کار دیگه میکرد بعد سری بعد دیگه ما نرفتیم زنگ زد گله کرد
خانوم تاالان ۳۰ تومن خرید کرده ولی جاش چیزی برای داداشم نگرفتن تاالان خوب یه زیر عیدی بدین حداقل
بخدا من و مامانم هزار تا بدبختی داریم تو گرما باید ریسه شیم عین جوجه اردک دنبال خانوم