شوهرم با زنداییش بهم خیانت کرد
بین چتاشون فهمیدم که قبلاً هم باهم رابطه جنسی داشتن زمانیکه شوهرم مجرد بوده
زنداییش مذهبی نما هست و شیش سال از شوهرم بزرگ تره
شک کرده بودم اما هیچوقت نمیتونستم باور کنم
هم زنه مذهبی نما بود همم از شوهرم بزرگ تر بود
اونموقع که این قضیه رو فهمیدم اوایل حاملگیم بود
الان هم آخراشع
بیستم این ماه دخترم به دنیا میاد
بخاطر شرایط زندگیم بخشیدمش
الان یاد یچیزی افتادم از شوهرم متنفر شدم
تازه ازدواج کرده بودیم اونموقع ماشین داشتیم
بعد شهرستان بودیم داییش و زنداییش هم شهرستان بودند
اونا ماشین نداشتن
چون شهرشون هم با شهر ما یکی بود با ماشین ما برگشتن خونشون.
تو راه بودیم دختر صاحبخونمون به شوهرم زنگ زد گفت انگاری دزد اومده بوده حیاط
اینا داشتند صحبت میکردند زنداییش با نیشخند و یه حالت هیز حالت به من گفت هواست باشه با این دختره خیلی صمیمیه هااااا
درحالی که بیچاره دختر صاحب خونمون فقط داشت خبر میداد که دزد اومده به حالت معمولی همین.
بعد یجوری از آیینه شوهرم رو نگا کرد
شوهرم هم خودش رو زد کوچه علی چپ
حالت جدی گرفت
منم گفتم نهههه زنگ زده کارش داره
و کلی طرف شوهرم رو گرفتم
نگو این دوتا باهمن
اونموقع که من طرف شوهرم رو گرفتم ببین زندایشش چقدر به من ابلح تو دلش خندید.ولی من نمیدونستم که اینا باهمن...
حالم خیلی بده یاد این افتادم..