پدر شوهرم تهرانن ما شهرستانیم الان زنگ زده که خاله اش با دخترش وداماد خالش اومدن شهر شما کار داشتن .منم بهشون گفتم که بیان خونه شما دو سه روز اونجان.منم اصلا حوصله ندارم تا یه ساعت دیگه هم میرسن منم خونم ریخته پاشه وغذاهم درست نکردم اه این چه وضعیه سرخود واسه ادم مهمان دعوت میکنن ودرد سر میسازن من تا حالا رنگ خونه هاشونو ندیدم اعصابم بهم ریخته
میگفتی نه مامان جون من حالم خوب نیست وقت مهمانداری ندارم بیخود از پیش خودتون بدون اجازه ی صاحب خونه مهمان دعوت کردید من نه وقتشو دارم نه حوصله اشو دم عیدی کلی کار ریخته سرم دارم خونه تکونی میکنم..تمام
بالاخره شما خودتون خانواده ی جدایی هستین مهمون میخواست با خودتون از قبل هماهنگ کنه نه یه ساعت مونده به رسیدنش!!
بهترین دیالوگی که توی عمرم شنیدم:امروز می خواهم به مصاف تزویر بروم که بدترین آفت دین است. تزویر با لباس دیانت و تقوی به میدان می آید. تزویر سکه ای است دورو، که بر یک رویش نام خدا و بر روی دیگرش نقش ابلیس است. عوام خدایش را می بینند و اهل معرفت ابلیسش. و چه خون دلها خورد علی از دست این جماعت سر به سجود آیه خوان و به ظاهر متدین...💔
نه عزیزم با خوشرویی هرچه که داری با اونها از شون پذیرایی کن به گرمی شاید یک روز هم شما تو تهران کاری برایت پیش امد آنها جبران می کنند بعد مطمئن باش پیش خودشون نمی گذارن
توکل بر خدایت کن کفایت میکند حتمااگر خالص شوی با او صدایت میکند حتمااگر بیهوده رنجیدی از این دنیای بی رحمیبه درگاهش قناعت کن, عنایت میکند حتمادلت درمانده میمیرد, اگر غافل شوی از اوبه هر وقتی صدایش کن حمایت میکند حتماخطا گر میروی گاهی, به خلوت توبه کن با اوگناهت ساده میبخشد, رهایت میکند حتمابه لطفش شک نکن گاهی, اگر دنیا حقیرت کردتو رسم بندگی آموز, حمایت میکند حتمااگر غمگین اگر شادی, خدایی را پرستش کنکه هر دم بهترینها را, عطایت میکند حتما