2777
2789
عنوان

یه راهکار مودبانه بگین پولمو بگیرم

126 بازدید | 20 پست

یهویی بدون هیچ خبری مهمون پاشدن از شهرستان اومدن خونمون من دقیقا وقتی فهمیدم که راه افتادن بیان

فرداش من کلی برنامه داشتم مهمون ناهار دعوت بودم

بعدازظهر باید میرفتم مراسم ختم مادر دوستم

برای ساعت هشتم یه جایی رزرو کرده بودیم نمیشد لغو کرد چون هم ۶۰۰پولشو داده بودیم هم از دوستامون خیلی بد میشد که یهویی کنسل کنیم نریم

من به احترامشون مهمونی ظهر رو نرفتم مسجد رو نرفتم

اینا شب رسیدن ساعت دوازده براشون سفره شام باز کردم

پذیرایی کردم

صبح پاشدم رفتم نون تازه صبحونه ناهارمو گذاشتم رو گاز بود گفتن مارو ببر بیرون زیر غذارو کم کردم

بردم گشتن

ساعت چهار رسبدیم هول هووولی ناهار گذاشتم

بچه کوچیک هم دارم این وسط اون طفلکم اذیت بود

خلاصه براشون توضیح دادم کاملا شفاف که نمیتونم شب رو لغو کنم به فلان دلایل

گفتن برو

حتی یکیشون رو با خودم بردم

اون یکی چون بچه داره نتونست بیاد حتی پیشنهاد دادم که بذار پیش مادرشوهرم بچه هارو توهم دلت میخواد بیا بریم

رفتم اونجا ساعت ۱۰ونیم برگشتم باز بردمشون بیرون 

همش نق میزدن نه اینجا ظهر باید میومدیم

شبش خوب نیست

بعد برگشتیم سریع شام آماده کردم

بچمم کلافه کلا نق میزد

گفتن که ما مریض شدیم بلیط بگیر برای فردا هشت صبح

گفتم آخه فردا هم میخواستم ببرمتون فلان جا بگردونتمون

گفتن نه مریض شدم وگلوم درد میکنه برگردم بهتر

خلاصه بلیط گرفتم

دوتا خانوم بودن دوتا بچه

یک میلیون وپونصد شد بلیطشون

اصلا حتی تعارف هم نکردن که پولشو بدن!!!

من الان هم پول بلیط برام خیلی سنگین تموم شده

اینجا بردمشون شهربازی بستنیاونا اوکیه بالاخره مهمونن ولی چرا باید یک ونیم پول بلیطشون رو من بدم

تمام شک من به معجزه، باتو محکم تر از باور شده🤰

همم خیلی ناراحتم که انقدر تو بدو بدو باش مراسماتو لغو کن آخرشم این مدلی برن

میخوام زنگ بزنم هم بپرسم چی شد چرا ناراحت رفتین

هم پولو بخوام چطوری بخوام ک بد نشه

چون فامیلییم

تمام شک من به معجزه، باتو محکم تر از باور شده🤰

بچه ها باورتون نمیشه!  برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.

کی هستن؟ مهمه

عممه

من این چندسال وقی میرم اونجا درحد یکی دوروز خونه پدربزرگم میمونم اینام اگه دعوت کنن میرم نکنن نمیرمم

درحد یه وعده غذایی

اصلا نه میبرن میگردونن نه چیزیی

تمام شک من به معجزه، باتو محکم تر از باور شده🤰

همون موقع باید مشخصات کارتشون را میگرفتی میگفتی فلانی کارتتو بده تا هزینه را پرداخت کنم

الانم بذار حدود یکماه بگذره بعد پیام بده اگه ممکنه هزینه بلیط رابرام بزن لازم دارم ممنون

اولا اوناباید زنگ میزدن بابت میزبانیت تشکر میکردن...تماس بگیر بگو‌ جایی هستم ممکنه این مبلغو بزنین من پول همراهم کمه

کار خوبووو خدا میکنع ک با کسی حرف نمیزنه🙃نه تو آنی ک همانی.......نه من آنم ک تو دانی🧸

یبار ما از کسی طلب داشتیم رومون نمیشد بگیم آخرش شوهرم پیامش داد :فلانی گیرم جایی رومم نیست بگم طلبم ،اگه میتونی قرض بده بهم .

خودش فهمید چیه قضیه پولمونو برگردوند

یه صلوات برا امام زمانم میفرستی؟          گذرم تا به در خانه ات افتاد حسین،خانه آباد شدم من اُوون آباد حسین
عممهمن این چندسال وقی میرم اونجا درحد یکی دوروز خونه پدربزرگم میمونم اینام اگه دعوت کنن میرم نکنن نم ...

زنگ میزنم واضحا میگم

زنگ نزدین بعد رفتن

حداقل بگی شماره کارت بده

و میخندم

و میگم سایتون سنگین شد

من توی شرایط اینجوری بودم

و‌کامل میگم و تازه میگم ناراحت شدم

ک رفتین و زنگ نزدین


💕

اومده بودن تورگردشگری ؟ که اینقدر واسشون خرج کردی ؟ سوغاتی چیزی برات آوردن ؟

نه یه تومن پول داد برای خونم 

چون خونه خریدم

که خب منم پارسالش همین مبلغ برا بچه دار شدنش بهم داده بودم

تمام شک من به معجزه، باتو محکم تر از باور شده🤰
بگو راحت رفتین ؟کاش قبل اومدن خبر بدین بعد بگو هزینه ها گرونه پول بلیط یکونیم شد نمیدونم چی بگی اصلا ...

شوهرم میگه ولش کن

منم الان لنگ اون پول نیستم که

ولی برام خیلیییی سنگین اومده

تمام شک من به معجزه، باتو محکم تر از باور شده🤰
ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792